محمد تقي جعفري
473
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( به آنان كه كتاب آسمانى دادهايم ، پيامبر را مىشناسند ، چنان كه فرزندانشان را مىشناسند و گروهى از آنان با اين كه مىدانند حق را مىپوشانند ) . « اَلَّذِينَ آتَيْناهُمُ اَلْكِتابَ يَعْرِفُونَه كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » 6 : 20 ( 1 ) ( به آنان كه كتاب آسمانى دادهايم پيامبر را مانند فرزندانشان مىشناسند ، آنان كسانى هستند كه خودشان را به خسارت انداختهاند و آنان ايمان نمىآورند . ) روايت « اوليايى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى » ( 2 ) ( اولياء من زير طاقهاى ملكوتى من هستند ، كسى جز من آنها را نمىشناسد ) نسبت اثبات با نفى از نخست گر بيانش مىكنى بر گو درست ( ( 3658 ) ) نفى آن يك چيز و اثباتش رواست چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست تعدد جهت مىتواند اثبات و نفى را در يك موضوع جمع نمايد . اين مسئله هم بارها در مثنوى مخصوصاً در اين مورد وارد شده است : كه كارهاى صادره از انسانها ، دو جهت دارد ، با يك جهت به خود انسان مستند است و مىتوان كار را براى او اثبات كرد و با جهت دوم كه به خدا مستند است مىتوان كار را از او نفى كرد و به خدا مستند ساخت . جلال الدين اين دو جهت را در ابيات فوق به دو شكل توضيح مىدهد : شكل يكم - مىگويد .
--> ( 1 ) سوره الانعام ، آيهء 20 . . ( 2 ) پاورقى مثنوى رمضانى - حديث قدسى . .